برزخ کلمات

سیاهه ای مینویسم تا وقتی که مغزی درونم باشد
  • ۶
  • ۰

عرش

روی

دشت

پ              ا

      ش          ی

                                د           ه    

شده...

  • ۴
  • ۰

حالا داستان پیچیده تر شده

ماه مهر می آید

و این بار باید آب بابا را

خودم به بچه ها یاد بدهم

برای بچه ها شیرینی ِ خواندن

و برای من روضه

اشک شوق خواندن ِ  دانش آموزانم

بهانه ی خوبیست برای اشک ریختن در کلاس  برایت

نه؟

ماه مهر می آید

ماه ِ من

در میان این آب... بابا...

مِهر ِ تورا چطور یاد ِ بچه ها بدهم؟


  • ۲
  • ۰
از همان روز اول مدرسه
بوی سیب تو در کلاس پیچید
همان وقتی که خواندم
آب
بابا...
  • ۲
  • ۰

گرفتاری ام را

درست کردی و

گرفتارت شدم...

  • ۴
  • ۰

غروب زندگی علی

روی سرخ تو بود

  • ۳
  • ۰

چرا از

دل ِ خاک رفتن بترسم؟

وقتی تو بوترابی

  • ۱
  • ۰

اسیرم


اطعام بده

  • ۷
  • ۰

گفته اند
هر روز عاشوراست
این یعنی
زمان بعد از عاشورا ایستاده
و هر روز در عزای تو
تکرار می شود

  • ۷
  • ۰

ما

آه

کشیدیم

اما

کشیده ای

آه شما را

بلند کرد


  • ۴
  • ۰

آب نه

اما تا دلت بخواهد

تازیانه خوردند

  • ۴
  • ۱
نیزه
اجازه گرفت...
ارباب جان! جای شما روی سر ماست
- ارباب لبیک گفت
  • ۴
  • ۰
از سنگ خون جوشید
باید فکری برای چشم هایم کنم
  • ۴
  • ۰
اگر امتحان ابراهیم علیه السلام
خواب بود و چاقوی کند
مادرهای سرزمین مان
بدون خواب دیدن
در عین بیداری
داوطلبانه
با تیر قناصه ای که هیچ وقت کند نمی شود
دارند امتحان می دهند


  • ۸
  • ۰

اگر
برکه زلال غدیر را فراموش کنیم
گودال خونین کربلا در راه است
این سنت خداست...

  • ۶
  • ۰

خدا

ستارترین داور المپیک دنیاست

وقتی ضریه فنی شدمان را

جلوی مردم به نمایش نمی گذارد

  • ۷
  • ۰
چرا جای دوری برویم
فرش های همین حسینیه
برای قیامت ما بس
  • ۳
  • ۱
مگر می شود
مُحرم ِ خدا شد
و قربانی نیاورد؟
  • ۶
  • ۰


دست می کشی روی سرم

دیگر

دست از زندگی کشیدن راحت است

  • ۸
  • ۰

عطر سحرگاهی منطقه عاشق ها؟

  • ۲
  • ۰
فراز و نشیب های زندگی نه!
دل من
فقط با پرچم تو
تکان می خورد
  • ۱۳
  • ۰

اصلا ما آمده ایم

تا فقط

سر به سر دنیا بگذاریم!

  • ۴
  • ۰

چقدر

همگی خوشیم!

بدون تو

  • ۲
  • ۰

یک روز به این میرسیم

که رسیدن، در جدا شدن است

اگر وابسته ای

بدان، هنوز نارس ماندی

  • ۶
  • ۰

یک نماز دارم

دو مهر

فقط از حسادت پیشانی می ترسم!

  • ۲
  • ۰
تربتت سیاه شده
به جای آن
من پیشانی سفید...
  • ۲
  • ۰

مِهر تو در خاک رفت

مُهر شکل یافت

  • ۱
  • ۰
دلم به گل راه دارد
سرم به خاک!
  • ۳
  • ۰

بسم رب الحسین
در بی خوابی یک شب جمعه
دو تایی
شروع شد
https://telegram.me/sar_be_rah

#ان_تقوموا_لله_مثنی
  • ۸
  • ۰
یک زن
به گل سرش گیر است
کمی آنطرف تر
یک زن
سر گلش را تقدیم می کند
  • ۵
  • ۰

گیریم

میخ و مسمار و در را فراموش کنیم

مگر نشنیدی

عمر گل

کوتاه است؟

  • ۱
  • ۰

میخ ها

کار خودشان را که کردند

خون گریه هاشان شروع شد...

  • ۱
  • ۰

خوب

شاید

مادر میخواست

قدمگاه علی را

بوسه بزند

  • ۵
  • ۰

هر شب

در آسمان

روضه ی شما جاریست

جایی بین غروب و رؤیت ماه...

  • ۱
  • ۰

به پات افتادم

تا گناهانی که

به پام نوشته شده

پاک کنی

  • ۵
  • ۰

بیست متر گود برداری میکنیم

برای یک ساختمان هفتاد ساله

بد نیست

یک چاله یک متری هم برای خودمان بکنیم

برای یک عمر آخرت!

  • ۶
  • ۰

چشمه ی چشم هایم خشک شده

باید دیوار های دلم را درزگیری کنم!

  • ۳
  • ۰

به روی نیزه ها

قاری ِ من باش...

  • ۸
  • ۲
طلاق بگیر
از این همه بی هدفی و اضطراب
با ازدواج!


+قبلتُ...
  • ۶
  • ۰
از اینکه حسین
سالار شهیدان شد
فهمیدم
جسم ِ درهم را خوب تر می خری


+این دل درهم مارا هم بخر
+درهم بخر که سخت گرفتار و درهمیم


  • ۳
  • ۰

تا سجده گاه ما

تربت توست

هرچه هست

زیر سر ماست

  • ۲
  • ۰

ابرهای بارانی

بعد از عاشورا

سیاه پوش شدند

  • ۷
  • ۱


دنیا افت و خیز دارد

امشب ته گودال

فردا بر روی نیزه

  • ۲
  • ۰

نیزه

همیشه برای جنگ نیست

گاهی میشود

تنها تکیه گاه زینب

  • ۱
  • ۰

پرسید

پدر را بزنم یا پسر؟

گفت

نه...پدر نه

ما هنوز با حسین کار داریم...


  • ۱
  • ۰


أ أنت اخی؟

  • ۱
  • ۰

پسر

نماز دو رکعتی نیمه تمام پدر را

در کربلا قضا کرد

با عمود




  • ۲
  • ۰

تا قابلِ شناختنم

از حرم بیا ...

  • ۲
  • ۰

برای سر تو

نی کافی بود

آخر چرا نیزه؟

  • ۱
  • ۰
پسر
پدر را دعوت کرده میهمانی
در دل ِ صحرا
فرش قرمز هم پهن کرده
  • ۳
  • ۰

روزگار ما را

همین طور

سیاه کن



+بعدش با رنگ قرمز خط بزن مرا