برزخ کلمات

سیاهه ای مینویسم تا وقتی که مغزی درونم باشد

۲۷ مطلب با موضوع «مغز پنج دهم» ثبت شده است

  • ۲
  • ۰

گرفتاری ام را

درست کردی و

گرفتارت شدم...

  • ۱
  • ۰

اسیرم


اطعام بده

  • ۸
  • ۰

اگر
برکه زلال غدیر را فراموش کنیم
گودال خونین کربلا در راه است
این سنت خداست...

  • ۶
  • ۰

خدا

ستارترین داور المپیک دنیاست

وقتی ضریه فنی شدمان را

جلوی مردم به نمایش نمی گذارد

  • ۱۳
  • ۰

اصلا ما آمده ایم

تا فقط

سر به سر دنیا بگذاریم!

  • ۲
  • ۰

مِهر تو در خاک رفت

مُهر شکل یافت

  • ۱
  • ۰

به پات افتادم

تا گناهانی که

به پام نوشته شده

پاک کنی

  • ۴
  • ۰
اولین بار است این مسجد می آیم
کاروان دارد حرکت می کند
دیر رسیده ام
باید سریع نماز را شروع کنم
سراسیمه دنبال تربت می گردم
نیست
همه طاقچه ها و گوشه های فرش را گشتم
نیست
محراب را هم،دست های نمازگزارها را هم
نیست
نگاهم به زمین می افتد
آه می کشم
با ناامیدی نمازم را شروع می کنم
ایاک نعبد و ایاک نستعین...
فکر می کنم امروز کجا جاده خاکی زده ام؟
دست روی شانه ام می گذارد
_دعام کن!
تربت را می گذارد و می رود.

#من_یاد_تو_می_افتم
  • ۶
  • ۰

چشمه ی چشم هایم خشک شده

باید دیوار های دلم را درزگیری کنم!

  • ۴
  • ۰

هر وقت

عاشق گمنام بودن شوی

یک شب

با خاک خودت را می پوشانی

  • ۷
  • ۰

ماه مبارک

ساعت و دقیقه و ثانیه ی اذان صبح را میدانیم

مابقیِ سال

ساعت و دقیقه و ثانیه ی طلوع آفتاب!

  • ۴
  • ۰

دلم

به دل ِ شب هایت

گیر کرده است

آهسته تر! رمضان...

  • ۶
  • ۰


غذاهای جهنمی

در این دنیا هم هست

خودت میبینی

این روزها

از گلوی چه کسانی در خیابان پایین می رود

  • ۱
  • ۰

پس چرا

دست و پایم

قل و زجیر نمی شود؟

  • ۲
  • ۰

چه بار ها که به جشن خودش نیامده رفت

  • ۱
  • ۰

نیستی

و

آفتاب گردان ها

مجبورند هر روز تقیه کنند


  • ۳
  • ۰

امشب

ماه

می تواند خودش را ببیند

  • ۲
  • ۰

عشق سوزان است

بسم الله رحمن رحیم

  • ۰
  • ۰

در خیابان ها می چرخد

وسط سرمای زمستان

همان کسی که میگفت:

مگر تابستان می شود

در این گرما

چادر پوشید؟!

  • ۰
  • ۰
همین که

هفت شب گذشت

خودش کشنده ترین روضه ست

  • ۰
  • ۰
مرگ یعنی

یک لحظه هم قدرت ایستادن

جلوی خواسته ی خدا را نداریم

  • ۰
  • ۰
پایش لب ِ گور

دستش اما هنوز

بیشتر از دنیا می خواهد...

  • ۰
  • ۰
مرگ یعنی

نقطه سر ِ خط

دست ها

با برگه ها

بالا...

  • ۰
  • ۰

شب اول قبر

که رسید

چیزی جز

چند لطیفه نداشت!

  • ۰
  • ۰
کعبه

در دست وهابی ها

قبله ی اول هم

این روزها...

هوای آمدن نداری مولا؟

  • ۰
  • ۰
تو

مستقیم رفتی آسمان

این ها

روی زمین

دنبال قبر تو میگردند

  • ۰
  • ۰
شب میشد

که سجده های بلند و زیبایت را تماشا کند

یا سیدالساجدین